Caspianous's thoughts
منوي وبلاگ
من مهدی راد دانشجوی مهندسی صنایع پلیمر شیراز هستم.
عاشق این رشته هستم و از وقتی اومدم اینجا چیزهایی دیدم که واقعا برام جالب بود.بیشتر عاشق شمال شدم و بیشتر به مردمش افتخار کردم، اینجا هم چیزهایی رو که حس می کنم درسته و حرف دلمه می نویسم.آره، اگه می بینی اینجا هستم به خاطر اینه که بگم گیلانی و کاسپینی هستم.
............................
خواندني ها از ديگران
»نام دریای خزر به دریای مازندران باید تغییر یابد!!!!!!!!!!!
»گيلان؛ نهالي برآمده از فرهنگ تناور ايراني
»نوروزی خوانی در گیلان
»فتح تهران_اراده برای تغيير کهنه
»تالش از ایران جدا نمی شود
»خزر / کاسپین / مازندران ؟ نام این دریاچه چه خواهد شد ؟
»رضاخان باني جوكسازي عليه شماليها
»مانديم و خواهيم ماند
»بله، گيلک بیغيرت است!
»يک جوک رشتی بگم؟
............................
نوشته هاي پيشين
»فروردین 1388
»اسفند 1387
»شهریور 1387
»مرداد 1387
»اسفند 1386
»بهمن 1386
»دی 1386
............................
آرشيو موضوعي
»گیلان
............................
پيوندها
..............................
..............................
دريای خزر و خليج عربی........!
بزرگترين درياچه جهان، درياچهای که در شمال ايران قرار گرفته و در ميان پنج کشور ايران، ترکمنستان، آذربايجان، قزاقستان و روسيه محصور است، در تمام دنيا و در تمام گفتگوهای بينالمللی، Caspian Sea يا همان دريای کاسپين خوانده میشود. اما در کشور ما ايران، با نامهای مختلف ديگری ناميده میشود که معروفترينشان دو نام خزر و مازندران است. نام خزر، ساليان سال است که در داخل ايران بر اين درياچه که از فرط بزرگی آن را دريا میخوانند، نهاده میشود و نام درياچه مازندران هم نامی تازهساخت و البته عجيب است که گاه مورد استفاده قرار میگيرد. بگذريم از اينکه کشورهای حاشيهای اين دريا هم هريک به نسبت سياستهای قومی و نژادی خود نامهای ديگری بر آن مینهند.
کاسپين، از نام قوم باستانی ساکن در حاشيه جنوبی اين دريا (درياچه) گرفته شده است که کاسپی ناميده میشدند. مردمانی شجاع و قوی هيکلی که دارای موهای روشن و چشمان آبی و سبز بودند. چنانکه هنوز هم در زبان گيلکی، به چشمانی اينچنين «کاس» يا «کاسِ چوم» گفته میشود. اين اقوام در محل فعلی سکونت گيلکها میزيستهاند.
اما، نام «خزر»، از نام قومی ديگر گرفته شده که در حاشيه شمالی اين دريا میزيستهاند. اصطخری در مسالک و ممالک خود چنین آورده است:
«مردم خزر به ترکان نزدیک اند ، و اما به ترکان نمانند. و ایشان دو گروه اند: گروهی سیاه چرده باشند و سیاه موی – گویی از نژاد هندوان اند و گروهی سپیدروی باشند و با جمال – و از بت پرستان باشند،- ایشان فرزندان خود را بفروشند...»
«در کهن ترین نقشه های جهان که موقعیت این پهنه در آنها آمده ، چون نقشه هکاتوس (مربوط به 500 پ .م) و نقشه معروف آراتوتس (200 پ . م) همه جا نام این دریا بر گرفته از نام (کاسپین) است ، نه نام دیگر. در نقشه اراتوستن که بوسیله دکتر عبدالکریم صبحی استاد دانشگاه قاهره در سال 1966 به چاپ رسیده ، نام ( دریای قزوین) آورده شده که بر گرفته ازهمان نام کاسپین است.
در متن های دانشنامه های روسها همه جا از این پهنه با نام (کاسپیس کویه موره) یاد شده است. جالب اینکه ترک زبانان جمهوری آذربایجان وقتی به ترکی نوشته اند از آن با نام (خزر دنیزی) یاد کرده اند و وقتی به روسی مطلبی نوشته اند به همان صورت (کاسپین کویه موره) از این دریا نام برده اند.»حال سوال اين است، وقتی يک شرکت انتشاراتی اطلسهای جغرافيايی، در يکی از طرحهای کتاب جديد خود، و تنها در داخل پرانتز، نام «خليج عربی» را در مقابل نام ابدی «خليج فارس» اضافه کرد، رگ غيرت تمام ايرانيان به جوش آمد و کار به جاهای باريک کشيد. و میدانيم که ساليان سال است که عربها، اين نام مجعول را تبليغ میکنند.

اما، وقتی تمام جهان، يکصدا نام درياچه مذکور را «کاسپين» میخواند که نام يکی از اقوام شمال ايران و در نتيجه کاملن ايرانی است، ما ايرانیها، در اقدامی عجيب، نام يک قوم وحشی غيرايرانی را بر درياچه کاسپين میگذاريم و حتا کار بدانجا میکشد که خيلیها با شنيدن نام «کاسپين» تصور میکنند که واژهای انگليسی میشنوند!
اين دوگونهگی در عمل گرچه در بين ما ايرانيان سابقهدار است، اما به اين شدت، عجيب مینمايد. چنانکه، اينجا که ديگر نيازی به اعتراض دستهجمعی و پتيشن و طومار امضا نمودن و محکوم کردن فلان وزيرخارجه و بهمان سخنگو نيست، و همه حرف حق را قبول دارند، خودمان، به دست خود، در نفی هويت خويش کوشيدهايم.
در چنين وضعيتی، شکايت به که بايد برد؟
منبع : ورگ
توسط راد در پنجشنبه بیست و چهارم مرداد 1387 ساعت 2:14 | لينک |
