تبليغاتX
Caspianous's thoughts - حرف دل ......

Caspianous's thoughts

منوي وبلاگ


من مهدی راد دانشجوی مهندسی صنایع پلیمر شیراز هستم.
عاشق این رشته هستم و از وقتی اومدم اینجا چیزهایی دیدم که واقعا برام جالب بود.بیشتر عاشق شمال شدم و بیشتر به مردمش افتخار کردم، اینجا هم چیزهایی رو که حس می کنم درسته و حرف دلمه می نویسم.آره، اگه می بینی اینجا هستم به خاطر اینه که بگم گیلانی و کاسپینی هستم.
............................
خواندني ها از ديگران
»نام دریای خزر به دریای مازندران باید تغییر یابد!!!!!!!!!!!
»گيلان؛ نهالي برآمده از فرهنگ تناور ايراني‌
»نوروزی خوانی در گیلان
»فتح تهران_اراده برای تغيير کهنه
»تالش از ایران جدا نمی شود
»خزر / کاسپین / مازندران ؟ نام این دریاچه چه خواهد شد ؟
»رضاخان باني جوك‌سازي عليه شماليها
»مانديم و خواهيم ماند
»بله، گيلک بی‌غيرت است!
»يک جوک رشتی بگم؟

............................
نوشته هاي پيشين
»فروردین 1388
»اسفند 1387
»شهریور 1387
»مرداد 1387
»اسفند 1386
»بهمن 1386
»دی 1386
............................
آرشيو موضوعي
»گیلان


............................
پيوندها
»اهل کاسپین
»شماليها
»گیلنا
»گیلان نیوز
»شمال نیوز
»پایگاه خبری تحلیلی دیلم نیوز
»پانترکان را از ایران بیرون کنیم
»پگاه شهر باران
»شهر زیبای من، رشت
»ورگ
»پایگاه خبری تحلیلی پارسینه
»ملوانی
»بلسبنه
»شهر بارانهای نقره ای
» کافه چوکوش٬تقدیم به همه ی گیلک زبانان دنیا
»رشت نیوز
»بچه پارس
»گیلانک
»پائیز تنهایی
»گیل نیوز
»سرزمین کاسپین
»گیلک
»میراث فرهنگی گیلان
»جوک رشتی ( نمونه بارز فرهنگ ایرانی )
»آینده گیلان
»همای گیلان
»مهتا مردآویج
caspianous

.............................. ..............................

حرف دل ......

در روزهای سرد زمستانی به سر می بریم و همگان شادمان از تعطیلاتی که بواسطه این برف حاصل گردیده. صدای خنده بچه ها که در کوچه برف بازی میکنند به گوش می رسد ولی آیا کسی هست به آنچه که باید فکر کند فکر کند! به آنچه که ما به بهانه آن زندگی می کنیم، می جنگیم و تلاش می کنیم. مطمئنم که فراموش کرده ایم. دیگر کسی یادش نیست که پروژه جانبازان به کجا رسیده و الان شهردار چه کسی هست و یا حتی اصلا شهردار داریم یا نه! بیایید واقع بین باشیم و بدانیم که خوابیده ایم و نمی خواهیم بیدار شویم و این از یک کاسپینی بعید است. چرا رو به افول و نابودی برویم وقتی که می توانیم به ایستیم. بله نابودی، نابودی پنهانی که ما را در بر گرفته و روز به روز ما را از آنچه که هستیم به دور می کند. زبان ما که برگرفته از وجود ماست و هزاران سال است که با ماست را داریم ترک می گوییم و متاسفانه آنرا با یک زبان دیگر جایگزین می کنیم.دریای کاسپین را که بطور بی شرمانه ای از طرف وزارت کشور دریای خزر نامیده می شود. شهرهای ما روز به روز از اصالت خویش دور شده و فقط ما دل به این خوش کرده ایم که هستیم، نه نیستم، داریم نابود می شویم. فرزندان این مملکت هر روز به بهانه کار از این دیار خارج شده و ما با افتخار می گوییم برای کار رفته است! آیا او این حق را ندارد که حداقل در شهر خود کار کند. جواب این سوال من را آن کسی که می خواهی در اسفند ماه رای بدهی باید بدهد که تویی که چند دوره نماینده من کاسپینی بودی چه کردی. بحث من فقط کار نیست. چرا گیلان نباید یک نمایشگاه بین المللی خوب داشته باشد. و اصلا چه کارهای فرهنگی شده است. یک ورزشگاه را چرا باید 11 ساله تمام کنند و چرا این همه بیکار داریم. این همه بیکار از کجا آمده اند؟! چرا در استان صنایع مادر وجود ندارد و و و ...........

نمی دانم که چگونه دل خود را برایتان باز کنم ولی این دلایل باعث شد که داد بزنم و دیدم چه بهتر جایی داد بزنم که تو هستی پس با من باش ، کاسپینی. و در این عکس زیبا تامل کن.

دریای همیشه کاسپین 


توسط راد در دوشنبه بیست و چهارم دی 1386 ساعت 5:32 | لينک |