Caspianous's thoughts
منوي وبلاگ
من مهدی راد دانشجوی مهندسی صنایع پلیمر شیراز هستم.
عاشق این رشته هستم و از وقتی اومدم اینجا چیزهایی دیدم که واقعا برام جالب بود.بیشتر عاشق شمال شدم و بیشتر به مردمش افتخار کردم، اینجا هم چیزهایی رو که حس می کنم درسته و حرف دلمه می نویسم.آره، اگه می بینی اینجا هستم به خاطر اینه که بگم گیلانی و کاسپینی هستم.
............................
خواندني ها از ديگران
»نام دریای خزر به دریای مازندران باید تغییر یابد!!!!!!!!!!!
»گيلان؛ نهالي برآمده از فرهنگ تناور ايراني
»نوروزی خوانی در گیلان
»فتح تهران_اراده برای تغيير کهنه
»تالش از ایران جدا نمی شود
»خزر / کاسپین / مازندران ؟ نام این دریاچه چه خواهد شد ؟
»رضاخان باني جوكسازي عليه شماليها
»مانديم و خواهيم ماند
»بله، گيلک بیغيرت است!
»يک جوک رشتی بگم؟
............................
نوشته هاي پيشين
»فروردین 1388
»اسفند 1387
»شهریور 1387
»مرداد 1387
»اسفند 1386
»بهمن 1386
»دی 1386
............................
آرشيو موضوعي
»گیلان
............................
پيوندها
..............................
..............................
بهشت بر گناهکاران حرام است.
شاید این جمله را بارها شنیده باشید، جمله ای که در قرآن به کار رفته است و شاید بارها احادیث و روایات و نقلهایی از آن عنوان شده باشد. و اما من چه میخواهم بگویم اگر این سخن به راستی معنایی نیز داشته باشد معنای آن را برایتان با نقلی دیگر از کتاب مسلمانان خواهم آورد.
اگر به قرآن و روایات اسلامی رجوع بنمایید، در توصیف بهشت چمنزاران و سبزه زاران و درختهای تنومند و استوار و جویهایی که از زیر این درختان عبور کرده است را می یابید، حال به شما می گویم به گیلان نگاه کنید، از رشت به سمت فومنات بروید، به ماسوله و یا به تالش، به جفرود و یا به کیاشهر و یا آستانه و یا بندر انزلی اینها همه همان چیزی هستند که تعریف آن در قرآن رفته است. اما اگر پای را از این اوصاف فراتر نهید به لاهیجان بروید، طبیعت ماورای بهشت خواهید یافت و این پایان کار نخواهد بود به کومله لنگرود بروید آنجا حتمأ باید آسمان هفتم باشد فردوس برین. ولی باز هم این ختم مارا نیست به سیاهکل رفته و حتی به دیلمان نظاره کنید چه می بینید؟ طبیعتی مافوق توصیف خداوندگار دشتهای برهوت عربستان. اگر محمد بن عبدالله به راستی پیام آوری بود و این سخنان را از طرف خداوندگار خویش آورده بود اگر پای در سرزمین گیلان می گذاشت به ناگهان ایمان و تقوا و پیامبری خویش را رنگ باخته نمی دید. آیا به خدای خویش نمی گفت مرا و قوم مرا گفته ای که هفتاد سال بیش و کم رنج و عذاب را طاقت بیاورید تا به بهشت بروید و این قوم که از آغاز دینی را نپذیرفته آیینی را دوست نداشتند را در بهشت مسکن می دهی. و شاید خداوند او چنین پاسخش دهد که جعفر اقا خامنه ای گفته بود: ایها الناس، رشت شما چون بهشت می ماند همانطور که در بهشت انسان از فرایض دینی مفارغت دارد در رشت نیز چنین می باشد.
اما، سخن این بود که بهشت بر گناهکاران حرام است. گناهکاران که دوزخیان می باشند از آفتاب جهنم وار عربستان سر نهادند به دوردستها و از اروپا تا آسیای میانه را در نوردیدند، اما کوههای ایستادگی گیلان این یک سخن را برایشان به حقیقت پیوند دادند. نگذاشتند دوزخیان پای در بهشت بگذارند.
یادمان باشد که برای فهم بهشت دوزخ را درون بهشت به میهمانی نبریم. چندی به گیلان نگاه کنید ذهن مصیبت زده ما دارد دوزخ را به گیلان می آورد، دارد کم کمک بهشت از بین می رود.
بهشت بر گناهکاران حرام است بهشت را بهشت نگاه داریم همانطور که پیشینیانمان نگاه داشتند.
توسط راد در دوشنبه هفدهم فروردین 1388 ساعت 15:48 | لينک |
ده بزرگ اما قشنگ ........!
بعد از مدت ها دوری از وبلاگم که بیشتر بخاطر خرابی سیستم و درسهای سنگین ترم آخر بود تصمیم گرفتم که وقتی به رشت اومدم دوباره حرفهای دلمو اینجا بنویسم، حرفهایی که پر از چراهایی است که در این مدت کوتاه بوجود اومده و به نظر میاد که جز اینجا جایی نشه این حرفها رو زد! خیلی دوست داشتم یکی به من بگه چرا پروژه ساده ای مثل جانبازان پس از دو سال هنوز تموم نشده، پروژه ای که شنیده میشه بدلیل نقص مهندسی باید خراب و دوباره از نو ساخته بشه ! پروژه مهم تعویض لوله های آب و فاضلاب که نکته جالبش اینه که هزینه ی اون از طرف بانک جهانی تامین میشه ولی بدلیل بی برنامگی مسولان کند پیش میره و الان هم بدلیل اختلاف بین شهرداری و اداره آب و فاضلاب متوقف شده! آخه باید به کی اینا رو گفت؟! ای مردم رشت بیاییم بیدار بشویم چشمانمان را باز کنیم و ببینیم که چگونه حقمان را ضایع می کنند. مشکل فقط اینها نیست، شهردار حرف از کلان شهر شدن رشت می زند ولی آیا واقعا این شهر امکانات یک کلان شهر رو داره که ما اونو کلان شهر اعلام می کنیم! باید واقع بین باشیم، باید اعتراف کرد که نمیشه صد متر پیاده روی درست و حسابی تو این شهر پیدا کرد، وارد هر کوچه که می شوی فقط پر از چاله هست، ورودی های این شهر هیچ کدام جذابیت خاصی ندارند که اگه مهمانی وارد این شهر شد به اون اطمینان خاطر بده که داره وارد شهر قشنگی میشه،اینها همه حرفها و کارهایی است که می زنند و می کنند و به شعور ما رشتی ها توهین می کنند.عزیزان ما رشتی هستیم ما گیلانی هستیم نباید خودمان را مثلا با شهرکرد و یا هر دهات دیگری مقایسه کنیم.جز معدود استانهای دارای پارک علم و فن آوری هستیم و این نشان دهنده هوش و استعداد ماست. اینجا گیلان است سرزمین روشن فکران، (شاید هم چوب همین مسئله را می خوریم ! ) ما لایق چنین شهری نیستیم باید آنگونه که لایقش هستیم آن را بسازیم.حق دادنی نیست و گرفتنی است. تا کی بنشینیم و حرفی نزنیم و در این اوضای بهم ریخته اقتصادی که هر کس حق خودش را به هر وسیله ای می گیرد ما نشسته ایم و منتظر اعتبار از طرف دولت عدالت محور هستیم. واسه همینه که این شهر تقریبا در پانزده سال اخیر هیچ تغییر بنیادی نکرده و فقط یکم رنگ آمیزی شده در صورتی که فقط کافیست شهرهایی که قبلا مثل رشت یک ده بزرگ بودند را با رشت مقایسه کنیم و آن وقته که تفاوت ها رو حس می کنیم.چرا نمایندگان ما فقط حکم سیاهی لشکر مجلس را دارند و از آبروی ما دفاع نمی کنند.من عاشق رشت هستم عاشق مردم و تیپ و تریپشون، ولی ای کاش یکم به جای اینکه فقط به خودمان برسیم بیاییم به زیبایی شهر خود هم بیندیشیم که وقتی مهمانی از شهر دیگر آمد نگوید که پل روگذر که هیچی یک جاده و کوچه درست و حسابی هم در این شهر وجود ندارد. بیشتر به نظر می آید که شهر ما دچار یک خلع از افراد نخبه و تحصیل کرده می باشد که آدمهای نالایق، مسول و نماینده ما شده اند چرا اینکه ضعف مدیریت در برنامه ریزی های استان کاملا مشهود هست و ما در رادیو و تلویزیون گیلان فقط شاهد وعده و بزرگنمایی کارهایی هستیم که اصلا ارزش گفتن را ندارد و بیشتر به نظر می آید برای دهان پر کنی باشد! صنعت کشاورزی گیلان که مثلا امید ما گیلانیان به آن است از درون یک صنعت بیمار است و وقتی وزیر کشاورزی این حرف را پس از بازدید از گیلان می زند با انتقاد تند استاندار مواجه می شود. چند وقت پیش استاندار می گفت گیلان را به بندر گردشگری تبدیل می کنیم، همه دوست دارند ولی بیاییم واقع بین باشیم اینها که دردی را دوا نمی کنه صنعت توریسم ایران چقدر مگر با توجه به اوضاع نابسامان اقتصادی ایران اشتغال و در آمدزایی دارد که ما این همه توجه خودمان را به آن معطوف کرده ایم.بهتر نیست تمام فکر و ذکر ما قطار باشد که از همه چیز مهمتر است، آخه بابا سال 90 داره میاد و ما هنوز قطار نداریم آخه بدون راه ارتباطی که توسعه ای صورت نمی گیرد.فقط کافی یک بار چرتکه بندازیم تا ببینیم چقدر عقب مانده صنعتی هستیم. بیشتر به نظر می آید که ما گیلانیان وقتی آقای احمدی نزاد در دور دوم سفرشان به گیلان آمدند به جای شعار انرژی هسته ای بگوییم : قطار، پتروشیمی ،صنایع نساجی، حمایت از کشاورزی استان، صنایع خودرو سازی،........،حق مسلم ماست!
"ای کاش ما گیلانیان فعل خواستن را همه با هم و یک صدا صرف کنیم و خودمان باشیم"
توسط راد در پنجشنبه سوم مرداد 1387 ساعت 1:10 | لينک |
زبان مادری ......
روز پنجشنبه دوم اسفند (21 فوريه)، روز جهانی «زبان مادری» است و وظیفه خود می دانم که با افتخار مثل همه گیلانیان این روز را با گیلکی نویسی گرامی بدارم.
ادامه مطلب
توسط راد در پنجشنبه دوم اسفند 1386 ساعت 0:1 | لينک |
عاشق پگاه گیلانم، ولی ملوان را دوست دارم .......
شاید به عنوان یک رشتی همه به من بگویند که اشتباه فکر می کنم و باید از ملوان متنفر باشم و چند تا فحش آبدارهم به آن بدهم! ولی واقعا چرا اینقدر تعصب بی جا بین ما وجود دارد و چشم دیدن همدیگر را نداریم و در بازی های رودررو به جان همدیگر می افتیم و آبروریزی کرده و کاری می کنیم که در صدا و سیما گفته شود که تیمهای این دو شهر به خاطر فحاشی جریمه شده اند. چه ایرادی دارد که به عنوان یک رشتی ملوان را دوست داشته باشم و انزلیچی ها هم پگاه را؟! مگر ما از یک استان از یک خون و یک نژاد نیستیم؟! آیا این همان دستاوردی است که مرحوم سیروس قایقران از فوتبال برای ما به جا گذاشته است. شاید بگویید که فقط به تیم ها بی احترامی می شود و به مردمان آن شهرها کاری ندارند.نه، ما که نمی توانیم خودمان را گول بزنیم و مثل روز روشن است که همه چیز از یک فحش شروع می شود و باقی قضایا. اگر واقع بینانه نگاه کنیم می بینیم که همانطور که این فوتبال لعنتی چشم آن سرباز بی گناه را گرفت و او را از نعمت دیدن محروم کرد به تدریج و بدون اینکه بفهمیم چشمانی را که باید حقیقت با آن دید را از ما گرفته و ما را تبدیل به دو دشمن کرده است.و این بهترین بهانه برای زیر سوال بردن شهرهایمان شده است تا جایی که اگر یک غیر گیلانی ما را ببیند اولین سوالی که می کند این است که چرا شما با انزلیچی ها بد هستید.خوب شما بگویید من با چه رویی به آنها بگویم که من قوی سپید انزلی را دوست دارم و با انزلیچی ها هم مشکلی ندارم. آیا این جز این نیست که ما داریم خودمان را ضعیف می کنیم و افکارمان را به جای اینکه به آبادانی شهرهایمان بدهیم به بیراهه داده ایم. همینطور است که برای کشیدن یک قطار سالهاست باید انتظار بکشیم و بگوییم انشاء الله که تمام می شود و نمایندگان ما رکوردارغایبین در صحن مجلس می شوند و به جای احداث چند کارخانه برای جوانان این مرز و بوم آقای استاندار به فکر احداث جاده دریایی می افتد! خوب یک ادم بی سواد هم می داند که الان مشکل گیلان با این جور طرح ها حل شدنی نیست. از نماینده خود بپرس برای تو چه کار کرده است. خسته نشدی اینقدر در مورد کنارگذر انزلی به تو بی احترامی شده ،والا من که خسته شدم و دیگر نمی توانم ببینم که طرحهای عمرانی بیشتر از 10 سال طول می کشند. اگر تو مرد عملی واگر می گویی هوادار تیمت هستی هوادار آبروی شهر خودت هم باش چرا که آنها می گویند تیم فلان شهر فحاشی کرده است و اسم شهر تو بدنام می شود و یک گیلانی که در خارج از استان زندگی می کند بعد از شنیدن این خبر احساس شرم می کند. اگر واقعا طلب داری داد بزن چرا یک ورزشگاه سرپوشیده مطابق با آب و هوای گیلان با چمنی مناسب و در خور شأن مردم این استان ساخته نشده و فقط به یک ورزشگاه کوچک و غیر استاندارد با شرایط آب و هوایی گیلان بسنده کرداه ند.مثل روز روشن است که هرچه قدر هزینه چمن این جور ورزشگاه ها بکنید فقط ضرر است و برای من جای سوال است که کسی که مجری اینگونه طرحها در کشور است واقعا به چی فکر می کند.مثلا ما کشوری در حال توسعه هستیم! بله می دانم مقصر تو نیستی قبلا هم از اینجور مشکلات در فوتبال ما بوده ولی آیا باید تا ابد اینگونه بماند و هیچ کاری نکنیم. چرا نباید مسولان در این مورد فکر و چاره ای بکنند؟ به خدا همه این مشکلات با صرف هزینه های کم که مطمئنا در جهت منافع استان است قابل حل می باشد.
بله ما می توانیم تماشاگران خوب و نمونه ای باشیم چرا که ظرفیت آن را داریم و انصافا همانطورکه در ورزشگاه ها می بینید تعداد رنگ پرچمهای پگاه و ملوان به مراتب برتر از رنگهای آبی و قرمز در بازی با آنها بوده و داربی گیلان بعد از تهران دومین داربی پرطرفدار به شمارمی آید که اینها نشان دهنده پتانسیل بالای این استان در فوتبال است و از همه این پتانسیل ها باید در جهت منافع استان به خوبی استفاده شود.وظیفه خودم دانستم که به عنوان یک کاسپینی هر چند کوچکتر از آن هستم که کسی را نصیحت بکنم این مطلب را بازگو کنم. پس بیاید به عنوان یک کاسپینی به بعضی کارهای اشتباه خود فکر کنیم و در جهت اصلاح آنها برآییم.
توسط راد در شنبه بیست و نهم دی 1386 ساعت 2:45 | لينک |
حرف دل ......
در روزهای سرد زمستانی به سر می بریم و همگان شادمان از تعطیلاتی که بواسطه این برف حاصل گردیده. صدای خنده بچه ها که در کوچه برف بازی میکنند به گوش می رسد ولی آیا کسی هست به آنچه که باید فکر کند فکر کند! به آنچه که ما به بهانه آن زندگی می کنیم، می جنگیم و تلاش می کنیم. مطمئنم که فراموش کرده ایم. دیگر کسی یادش نیست که پروژه جانبازان به کجا رسیده و الان شهردار چه کسی هست و یا حتی اصلا شهردار داریم یا نه! بیایید واقع بین باشیم و بدانیم که خوابیده ایم و نمی خواهیم بیدار شویم و این از یک کاسپینی بعید است. چرا رو به افول و نابودی برویم وقتی که می توانیم به ایستیم. بله نابودی، نابودی پنهانی که ما را در بر گرفته و روز به روز ما را از آنچه که هستیم به دور می کند. زبان ما که برگرفته از وجود ماست و هزاران سال است که با ماست را داریم ترک می گوییم و متاسفانه آنرا با یک زبان دیگر جایگزین می کنیم.دریای کاسپین را که بطور بی شرمانه ای از طرف وزارت کشور دریای خزر نامیده می شود. شهرهای ما روز به روز از اصالت خویش دور شده و فقط ما دل به این خوش کرده ایم که هستیم، نه نیستم، داریم نابود می شویم. فرزندان این مملکت هر روز به بهانه کار از این دیار خارج شده و ما با افتخار می گوییم برای کار رفته است! آیا او این حق را ندارد که حداقل در شهر خود کار کند. جواب این سوال من را آن کسی که می خواهی در اسفند ماه رای بدهی باید بدهد که تویی که چند دوره نماینده من کاسپینی بودی چه کردی. بحث من فقط کار نیست. چرا گیلان نباید یک نمایشگاه بین المللی خوب داشته باشد. و اصلا چه کارهای فرهنگی شده است. یک ورزشگاه را چرا باید 11 ساله تمام کنند و چرا این همه بیکار داریم. این همه بیکار از کجا آمده اند؟! چرا در استان صنایع مادر وجود ندارد و و و ...........
نمی دانم که چگونه دل خود را برایتان باز کنم ولی این دلایل باعث شد که داد بزنم و دیدم چه بهتر جایی داد بزنم که تو هستی پس با من باش ، کاسپینی. و در این عکس زیبا تامل کن.
توسط راد در دوشنبه بیست و چهارم دی 1386 ساعت 5:32 | لينک |
