Caspianous's thoughts
منوي وبلاگ
من مهدی راد دانشجوی مهندسی صنایع پلیمر شیراز هستم.
عاشق این رشته هستم و از وقتی اومدم اینجا چیزهایی دیدم که واقعا برام جالب بود.بیشتر عاشق شمال شدم و بیشتر به مردمش افتخار کردم، اینجا هم چیزهایی رو که حس می کنم درسته و حرف دلمه می نویسم.آره، اگه می بینی اینجا هستم به خاطر اینه که بگم گیلانی و کاسپینی هستم.
............................
خواندني ها از ديگران
»نام دریای خزر به دریای مازندران باید تغییر یابد!!!!!!!!!!!
»گيلان؛ نهالي برآمده از فرهنگ تناور ايراني
»نوروزی خوانی در گیلان
»فتح تهران_اراده برای تغيير کهنه
»تالش از ایران جدا نمی شود
»خزر / کاسپین / مازندران ؟ نام این دریاچه چه خواهد شد ؟
»رضاخان باني جوكسازي عليه شماليها
»مانديم و خواهيم ماند
»بله، گيلک بیغيرت است!
»يک جوک رشتی بگم؟
............................
نوشته هاي پيشين
»فروردین 1388
»اسفند 1387
»شهریور 1387
»مرداد 1387
»اسفند 1386
»بهمن 1386
»دی 1386
............................
آرشيو موضوعي
»گیلان
............................
پيوندها
..............................
..............................
عاشق پگاه گیلانم، ولی ملوان را دوست دارم .......
شاید به عنوان یک رشتی همه به من بگویند که اشتباه فکر می کنم و باید از ملوان متنفر باشم و چند تا فحش آبدارهم به آن بدهم! ولی واقعا چرا اینقدر تعصب بی جا بین ما وجود دارد و چشم دیدن همدیگر را نداریم و در بازی های رودررو به جان همدیگر می افتیم و آبروریزی کرده و کاری می کنیم که در صدا و سیما گفته شود که تیمهای این دو شهر به خاطر فحاشی جریمه شده اند. چه ایرادی دارد که به عنوان یک رشتی ملوان را دوست داشته باشم و انزلیچی ها هم پگاه را؟! مگر ما از یک استان از یک خون و یک نژاد نیستیم؟! آیا این همان دستاوردی است که مرحوم سیروس قایقران از فوتبال برای ما به جا گذاشته است. شاید بگویید که فقط به تیم ها بی احترامی می شود و به مردمان آن شهرها کاری ندارند.نه، ما که نمی توانیم خودمان را گول بزنیم و مثل روز روشن است که همه چیز از یک فحش شروع می شود و باقی قضایا. اگر واقع بینانه نگاه کنیم می بینیم که همانطور که این فوتبال لعنتی چشم آن سرباز بی گناه را گرفت و او را از نعمت دیدن محروم کرد به تدریج و بدون اینکه بفهمیم چشمانی را که باید حقیقت با آن دید را از ما گرفته و ما را تبدیل به دو دشمن کرده است.و این بهترین بهانه برای زیر سوال بردن شهرهایمان شده است تا جایی که اگر یک غیر گیلانی ما را ببیند اولین سوالی که می کند این است که چرا شما با انزلیچی ها بد هستید.خوب شما بگویید من با چه رویی به آنها بگویم که من قوی سپید انزلی را دوست دارم و با انزلیچی ها هم مشکلی ندارم. آیا این جز این نیست که ما داریم خودمان را ضعیف می کنیم و افکارمان را به جای اینکه به آبادانی شهرهایمان بدهیم به بیراهه داده ایم. همینطور است که برای کشیدن یک قطار سالهاست باید انتظار بکشیم و بگوییم انشاء الله که تمام می شود و نمایندگان ما رکوردارغایبین در صحن مجلس می شوند و به جای احداث چند کارخانه برای جوانان این مرز و بوم آقای استاندار به فکر احداث جاده دریایی می افتد! خوب یک ادم بی سواد هم می داند که الان مشکل گیلان با این جور طرح ها حل شدنی نیست. از نماینده خود بپرس برای تو چه کار کرده است. خسته نشدی اینقدر در مورد کنارگذر انزلی به تو بی احترامی شده ،والا من که خسته شدم و دیگر نمی توانم ببینم که طرحهای عمرانی بیشتر از 10 سال طول می کشند. اگر تو مرد عملی واگر می گویی هوادار تیمت هستی هوادار آبروی شهر خودت هم باش چرا که آنها می گویند تیم فلان شهر فحاشی کرده است و اسم شهر تو بدنام می شود و یک گیلانی که در خارج از استان زندگی می کند بعد از شنیدن این خبر احساس شرم می کند. اگر واقعا طلب داری داد بزن چرا یک ورزشگاه سرپوشیده مطابق با آب و هوای گیلان با چمنی مناسب و در خور شأن مردم این استان ساخته نشده و فقط به یک ورزشگاه کوچک و غیر استاندارد با شرایط آب و هوایی گیلان بسنده کرداه ند.مثل روز روشن است که هرچه قدر هزینه چمن این جور ورزشگاه ها بکنید فقط ضرر است و برای من جای سوال است که کسی که مجری اینگونه طرحها در کشور است واقعا به چی فکر می کند.مثلا ما کشوری در حال توسعه هستیم! بله می دانم مقصر تو نیستی قبلا هم از اینجور مشکلات در فوتبال ما بوده ولی آیا باید تا ابد اینگونه بماند و هیچ کاری نکنیم. چرا نباید مسولان در این مورد فکر و چاره ای بکنند؟ به خدا همه این مشکلات با صرف هزینه های کم که مطمئنا در جهت منافع استان است قابل حل می باشد.
بله ما می توانیم تماشاگران خوب و نمونه ای باشیم چرا که ظرفیت آن را داریم و انصافا همانطورکه در ورزشگاه ها می بینید تعداد رنگ پرچمهای پگاه و ملوان به مراتب برتر از رنگهای آبی و قرمز در بازی با آنها بوده و داربی گیلان بعد از تهران دومین داربی پرطرفدار به شمارمی آید که اینها نشان دهنده پتانسیل بالای این استان در فوتبال است و از همه این پتانسیل ها باید در جهت منافع استان به خوبی استفاده شود.وظیفه خودم دانستم که به عنوان یک کاسپینی هر چند کوچکتر از آن هستم که کسی را نصیحت بکنم این مطلب را بازگو کنم. پس بیاید به عنوان یک کاسپینی به بعضی کارهای اشتباه خود فکر کنیم و در جهت اصلاح آنها برآییم.
توسط راد در شنبه بیست و نهم دی 1386 ساعت 2:45 | لينک |
از سرزمینهای شمالی .........
به نام خداوند زیبایی ها که در پس این سرما و کولاک شدید خالق آثار زیبایی همچون تصاویر زیر است. بله اینجا کاسپین است، سرزمین زیبایی ها و پاکی ها....
توسط راد در پنجشنبه بیست و هفتم دی 1386 ساعت 3:42 | لينک |
حرف دل ......
در روزهای سرد زمستانی به سر می بریم و همگان شادمان از تعطیلاتی که بواسطه این برف حاصل گردیده. صدای خنده بچه ها که در کوچه برف بازی میکنند به گوش می رسد ولی آیا کسی هست به آنچه که باید فکر کند فکر کند! به آنچه که ما به بهانه آن زندگی می کنیم، می جنگیم و تلاش می کنیم. مطمئنم که فراموش کرده ایم. دیگر کسی یادش نیست که پروژه جانبازان به کجا رسیده و الان شهردار چه کسی هست و یا حتی اصلا شهردار داریم یا نه! بیایید واقع بین باشیم و بدانیم که خوابیده ایم و نمی خواهیم بیدار شویم و این از یک کاسپینی بعید است. چرا رو به افول و نابودی برویم وقتی که می توانیم به ایستیم. بله نابودی، نابودی پنهانی که ما را در بر گرفته و روز به روز ما را از آنچه که هستیم به دور می کند. زبان ما که برگرفته از وجود ماست و هزاران سال است که با ماست را داریم ترک می گوییم و متاسفانه آنرا با یک زبان دیگر جایگزین می کنیم.دریای کاسپین را که بطور بی شرمانه ای از طرف وزارت کشور دریای خزر نامیده می شود. شهرهای ما روز به روز از اصالت خویش دور شده و فقط ما دل به این خوش کرده ایم که هستیم، نه نیستم، داریم نابود می شویم. فرزندان این مملکت هر روز به بهانه کار از این دیار خارج شده و ما با افتخار می گوییم برای کار رفته است! آیا او این حق را ندارد که حداقل در شهر خود کار کند. جواب این سوال من را آن کسی که می خواهی در اسفند ماه رای بدهی باید بدهد که تویی که چند دوره نماینده من کاسپینی بودی چه کردی. بحث من فقط کار نیست. چرا گیلان نباید یک نمایشگاه بین المللی خوب داشته باشد. و اصلا چه کارهای فرهنگی شده است. یک ورزشگاه را چرا باید 11 ساله تمام کنند و چرا این همه بیکار داریم. این همه بیکار از کجا آمده اند؟! چرا در استان صنایع مادر وجود ندارد و و و ...........
نمی دانم که چگونه دل خود را برایتان باز کنم ولی این دلایل باعث شد که داد بزنم و دیدم چه بهتر جایی داد بزنم که تو هستی پس با من باش ، کاسپینی. و در این عکس زیبا تامل کن.
توسط راد در دوشنبه بیست و چهارم دی 1386 ساعت 5:32 | لينک |
اهل کاسپینم.....
اهل کاسپینم، اهل گیلانم،باشد که بدین سان وظیفه خویش را خوب ادا کنم.
توسط راد در دوشنبه بیست و چهارم دی 1386 ساعت 4:1 | لينک |
